اولین چهارشنبه سوری نیکی جون


سلام نیکی من، مامانی امروز چهارشنبه سوری بود ، با با علی کلی فشفشه و منور و آبشار برات خریده بود،

خیلی دوست داشتی ، هزار ماشالا خیلی شیطون شدی ، راستی چند روزه خودت تنهائی میتونی 6-7 قدم
برداری .
وای عزیزم یه چیز جالب دیروز به من طرز پستونک خوردن یاد میدادی الهی مادر فدات شه من از
قصد پستونک ات رو از پشت میزاشتم دهنم
جیغ میزدی ازم میگرفتی درست میزاشتی دهنت(مثلا به
من یاد میدادی )
بعد دوباره تعارف میکردی من بخورم 
راستی امروز واسه اولین باز در زندگیم مربا درست کردم(فقط به خاطر تو) ولی دوست نداشتی
فک کنم
خوشمزه نشده ولی مامانی عیب نداره دفعه اولم بود قول میدم تمرین کنم خوشمزه بپزم
انشاالله همیشه سرخی تو از آتیش و زردی آتیش از تو باشه و 100 تا چهارشنبه سوری قسمت تو از زندگی باشه

20 روز دیگه یک ساله میشی خدایا شکر که امسال نیکی رو دارم خدا رو شکر
دخترم همیشه یادت باشه من دیوانه وار عاشقتم


اولین چهارشنبه سوری نیکی جون
