تاب نیکی جون
سلام عزیزم امروز بابا علی برات تو حیاط خلوت یه تاب وصل کرد الهی فدات شم خیلی دوست داشتی
امروز خیلی شیطونی کردی بعضی وقتا دیوونم میکنی
ولی بازم با اون همه خرابکاری که امروز کردی الان که لالا کردی دلم برات پر میزنه
همش دوست داری باهات بازی کنم ولی نمیشه مامان جون که انقد بهم وابسته شدی حتی نمیزاری از پیشت تکون بخورم
گاهی کلافه میشم ولی ارزشش رو داره به همه شیرین کاریات در
فردا ازت روی تاب عکس میگیرم میزارم الان دیر وقته ولی دلم نیومد بدون اینکه برات بنویسم بخوابم خیلی دوست دارم اینو هیچ وقت فراموش نکن
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


تاب نیکی جون
