نیکی مروتینیکی مروتی، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 9 روز سن داره

جون و خون مامان و بابا

اولین تولد نیکی جون

سلام عشقم  یک سالگیت مبارک       همه کسم ،تو، همین توی ریزه میزه و کوچولو ، همین توی گوگولی ،بهترین روز زندگی منو با آمدنت رقم زدی  ،با آمدنت معنی واقعی عشق رو شناختم  ، فهمیدم از خود گذشتن برای عشق یعنی چی ، فهمیدم بی قید و شرط شیفته کسی بودن  چه معنائی داره ، منمونم  که منو عاشق کردی ممنون چند روز بود درگیر مراسم تولدت بودم و نتونستم برات بنویسم  ولی الان همه چیزو برات تعریف میکنم روز خیلی شیرین و خوبی با هم داشتیم  با هم رفتیم آتلیه کلی عکسای ناز ازت گرفتیم وای که نمیدونی چقدر تو عکسا جیگر افتادی  بعدش شب خونه  مامانی وبابائی  برات تولد گرفتیم همه...
19 فروردين 1393

ملوسکم مینویسم برات ازعشق

سلام دخترم الان ساعت 12 شبه من و بابایی تصمیم گرفتیم از عاشقانه هامون از همین الان برات بنویسیم  تا وقتی  غنچه زیبامون شکفت  این روزهارو با هم تکرار کنیم تا خاطره هامون تو این نوشته ها زنده بمونه  گل من دیوانه وار دوستت دارم همیشه همیشه 1392/11/20 ...
18 فروردين 1393

ممنون که دختر من شدی مامانی ی ی ی

  سلام عسلم امروز 21 بهمنه روز خیلی خوبی داشتیم  امروز واسه اولین بار دو قدم برداشتی عزیزم خودت نمیدونستی که داری راه میری یهو تالاپی افتادی زمین تازه ه ه چهارمین دندونت هم  جوونه زده کلی خوشحال شدم . خیلی دوستت دارم میدونی چطور فهمیدم دندونت دالی کرده؟ (آخه امروزمامانی رو با تمام زورت  گاز گرفتی)   ...
18 فروردين 1393

اینهاهم شیرین کاری هات نیکی جونم

بهت میگم بابا کو؟   میگی : نیست میگم:کجاست؟    میگی: ددر وقتی غذا میخوری فوری دستاتو میاری بالا (یعنی خدا رو شکر) مامان میگی بابا میگی ددر میگی  خیلی دوست داری دمر بخوابی بابا علی کلی حرص میخوره همش میگه الان خفه میشه مثل فرفره چهار دستو پا میری مامان بزرگا و با با بزرگاتو خیلی دوست داری وقتی میبینی کلی ذوق میکنی و تند وتند میبوسیشون دوست داری یه دونه کاغذ یا مقوا بهت بدم تا ته بخوریش عاشق آهنگای شادی وقتی میشنوی جیغ میزنی و نانای میکنی و میگی ماها دست بزنیم خودتم یه ذره دست میزنی یه ذره نانای میکنی   ...
18 فروردين 1393