بابائی نیکی جون دیشب مریض بود
سلام دخترم دیروز روز خیلی سختی بود واسه همه ما مخصوصا تو دخترم بابائی ( بابای مامی) دیروز حالش بد بود منو بابا علی بردیمش بیمارستان و من مجبور شدم ساعتها ازت دور باشم پیش مامانی بودی بهش عادت داری و لی دیگه آخراش خیلی بیتابی کردی وقتی از بیمارستان رسیدم چشمای گریون تو رو دیدیم هزار با مردم و زنده شدم انگار بند بند وجودمو ازهم جدا کرده بودن دلم می خواست بمیرم ولی حال پریشون تو رو نبینم خیلی امروز غمگینم هم بابائی مریضه هم دیروز تو خیلی خیلی اذیت شدی (الهی مامی برات بمیره) نازم تو با اون دل کوچولوت واسه بابائی دعا کن خوب شه اینو هیچ وقت فراموش نکن که من عاشقتم ...
نویسنده :
علی مروتی
19:22





